سرگرم این تشخیص های افتراقی که
هی سقط میشه از سرم رفرنس دنفورثم
از دست این سلول های جفت یاغی که
سلام،رسما میشه گفت یک ونیم ساله نیومدم تو خلوت گاه همیشگیم،دلم براش تنگ شده بود.در مورد حال و روزم بگم که خوشم که میگذره.
شعر جدیدی ندارم،کلی کار ناقص،کلی ایده ...بهانه ی خوبیه برای کم کار کردن،البته توجیه بهتری هم دارم:-)ه
مدتهاست در یه دوران گذارم،خیلی طولانی شده. گاهی که دفتر شعرای اخری رو نگاه میکنم یه چیزو متوجه میشم،این حامد شاید کمی با اون حامد قبلی
تفاوت کرده باشه،در مورد کار بگم که یکی از ترانه هام از ضورای شعر و موسیقی مجوز نگرفت،هر چند انتظارش رو هم تداشتم که مجوز بگیره.
حرف دیگه ای فعلا نیست....
گاه برای ساختن باید ویران کرد